Showing posts with label شرم. Show all posts
Showing posts with label شرم. Show all posts

Wednesday, March 26, 2014

مدیریت گازانبری


خیلی وقتها راهم رو طولانی می‌کردم تا از کنار این خانوم آبی‌پوش رد بشم. پر از شرم و نوستالوژی و خستگی بود. تا اینکه چند روز پیش، دوست عزیزم محمدباقر قالیباف اومد گازانبریزاسیونش کرد ...
(تهران - تقاطع آزادی و آذربایجان)

Wednesday, July 17, 2013

شرم

توی این تابستون داغ، حتا تصور اینکه وقتی دارم توی خیابون راه میرم یک پارچه‌ای در حکم حجاب بخواد سرم رو بپوشونه برام سخته! 
وقتی به این فکر می‌کنم که یک بخش قابل توجهی از زن‌های این شهر برخلاف میل خودشون مجبورند چنین وضعی رو تحمل کنند، دیگه از اینکه احساس کنم دارم از گرما می‌پزم هم خجالت میکشم..